دامپزشکان ورودی بهمن87 دانشگاه فردوسی
اگر به یقین بر شما معلوم شود که یک دعای مستجاب دارید، چه دعایی خواهید کرد؟ چه چیزی از خدا می خواهید؟ برای خودتان یا برای دیگری دعا می کنید؟ اصلاً آیا برای شما مهم است که برای چه کسی و چه دعایی می کنید؟! صبر کنید! اول این حکایت را به دقت بخوانید و کمی فکر کنید. سپس دعا کنید... مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید: باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید: "باشه، ولی اونجا نرو.". مامور فریاد می زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم." بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش نشان خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند: پیری برای جمعی سخن میراند. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد
همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را
گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر
کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه
ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس
خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟ گذشته را فراموش کنید و به
جلو نگاه کنید. تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلـــورت" مهم است ...! اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهــل و بـجـا" بودنت مهم است ...! منطقه زندگیت مهم نیست ، "منطــق زنـدگـیت" مهم است ...! وگذشته ی زندگیت مهم نیست ؛ امــروزت مهم است که از چه گــذشتـه ای وچه چیزی برای فــرداهایت میسازی..
امیدوارم با جمع کردن هفت سین
نوروزی قرآنش
نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان سکه اش برکت عمرتان،سبزیش طراوت و شادابی دلتان ماهی اش
شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد سیزده
بدر مبارک . . . عروسي
عيد بود و عيد، عروسي بود با دامني از سبزه و چارقدي از شكوفههاي صورتي
سيب. دف ميزد و ميخنديد و هلهله ميكرد و ميآمد.ما گوشهاي از دامن عيد را
گرفتيم و پا كوبيديم و دست افشانديم و نميدانستيم كه هميشه گوشه ديگر را
شيطان گرفته است باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند ، و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد
شاخه هاي خشكيده دلتو تو آتيش امروز بسوزون تا گرم شه دل مهربونت! چهارشنبه سوریت مبارک....
دانلود کتاب Diagnostic Radiology and Ultrasonography of the Dog and Cat
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود ..... فرمانفرما
در ایام عزای پسر خود، در نهایت اندوه بسر می برد. درهمین ایام روزی افضل
الملک وارد اتاق فرمانفرما می شود. فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده
و به صدایی بلند می گوید: ((افضل الملک! باور کن که نه خدایی هست و نه
پیغمبری! والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای
من موثر نبوده، لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می بایست
فرزند من نجات می یافت...)) افضل الملک در حالی که فرمانفرما را
دلداری می
دهد می گوید: ((قربان این فرمایش را نفرمایید، چرا که هم خدایی هست و هم
پیغمبری، اما می دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرما ناصرالدوله نمی فروشد!(( از لینک زیر با حجم 15 مگابایت دانلود کنید دانلود خلاصه تصاویر نژاد های سگ و گربه
روزی
مردی خواب عجیبی دید
قرمز کد 1 و آبی کد 2 میشه. شروع ترم هم از شنبه 14 بهمن ساعت 14 با دکتر فلاح.
پل يك
دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد
هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر
ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد.
فقط در قسمت بیماری های ویروسی، لکوز و هاری رو بخونید. بقیش رو صحبت کردم که حذف شه. در مورد بیماری های انگلی هم بیشتر بخش قضاوت مهمه.

:ادامه مطلب:![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
گفت: عزیزتر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی ، بلکه در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .
گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند ،اشکھایت به من رسید
و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ریختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنھا اینگونه میـشود تا ھمیشه شاد بود .
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟
گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود ،که عزیزتر از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید .
گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزی ات دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی .آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .
گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم.
گفتم : مھربانــترینم ، دوستت دارم ...
گفت : عزیزتر از هرچه هست ، من هم دوستت دارم![]()
تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند
و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود
طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند
و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند
و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند
تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند
و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند
و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را
به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء
نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .![]()

![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار"
واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی
کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن
نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد
که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی
تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.
و یا مثلاَ برای
آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و
همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در
ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.
وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز
منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن
خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه
ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و... ) تخلیه کنید آنگاه
شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوتبه جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
:ادامه مطلب:![]()
پسر
خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند. چند روز
بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می شود. سردار بلوچ هر
چه التماس و زاری می کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند تا شاید
بهبود یابد ولی ترتیب اثر نمی دهند.
![]()
![]()
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای
آنها نگاه می کند
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را
دید که سخت مشغول کارند
و تند تند نامه هایی را که توسط پیک
ها از زمین می رسند
باز می کنند و آنها را داخل جعبه می
گذارند. مرد از فرشته ای پرسید
شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که
داشت نامه ای را باز می کرد
گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها
و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل
:ادامه مطلب:![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
| All Rights reserved to:www.dampezeshk87.blogfa.com l template by:AmirHosein Zamani |



